می گذارم انگونه تفسیرم کنی که می خواهی
تفسیری از عشق من ، دوست داشتنم ، آغاز من و پایانم
تعریفی از مرگ من و نیستی هر آنچه که مال من است ، هر آنچه که مرا درسیاهی یک رفتن بی بازگشت پنهان می کند.
اما دوباره آغاز کن ... دوباره بساز تصویرم را در یک قاب ساده چوبی که بوی تازگیش مستم کند . نقاشی کن آرزویم را در آبی روان و آرام با چشمانی که از شوق برقی نامیرا دارد.
واما من ...
فراتر از یک تصویر قاب گرفته ، فراتر ازنرمی گام های یک چشمه روان و آرام ، فراتر ازحیرت یک آسمان کبوتر سپید و زیباتر از قشنگی یک رویای سبز تو را آعاز خواهم کرد .
آخر، دلها اینجا همان حس غریب یک کویردر انتظار باران است .
* * *
سلام به همگی
بلاخره ماهم تصمیم گرفتیم که بیایم ، راستش تصمیمش برمی گرده به خیلی وقت پیشا اما از اونجایی که برای خیلی چیزا تو زندگی بهونه ای لازمه ، ما هم منتظر اون بهونه بودیم .
و چه بهونه ای بهتر از انتخاب روز تولدم برای افتتاح وبلاگ ...![]()
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 15:51 توسط : * (¯`·.غریبه .·´¯) *

