من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است ...
اما یاد گرفتم با سکوت فریاد بزنم ... فریادم را به درون می کشم تا دیگران را نیازارم
سکوت مهتاب
در کدامین نقطه ی این کره ی خاکی منزل دارم ؟ در کدامین خاک ؟ کدامین آب ؟ کدام ؟؟؟ بی تو کجا جای من است ؟! در انتظار رسیدن به تو هر شب چون آتشی خواهم سوخت مگذار خاکستری از من ماند و نبودنت خاکسترم را به باد دهد