چهارشنبه یازدهم بهمن 1385
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دستهايم برايت شعر مي نويسند
اما تو هرگز نخواهي خواند
آتش عشق در چشمانم غوطه مي زند
ولي تو هرگز نخواهي ديد
نه تو هرگز مرا نخواهي فهميد
و من با اين همه اندوه از کنارت خواهم گذشت
وباز تو درک نخواهي کرد
* * *
گفتي محبت کن برو
گفتم خدا حافظ ولي ...
رفتم که باورت بشه
دارم محبت مي کنم
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:5 توسط : * (¯`·.غریبه .·´¯) *
